|
همیشه فاصله یی هست
|
||
|
وبلاگ لیلا ناظمی |
والله ما دوست داریم چیزی بنویسیم و این صفحه از خشک سالی و بی رونقی در بیاد ولی اینترنت خانگی اجازه ی کار نمی ده. چه کنیم که کاری از دست مون بر نمی آد. فعلن که بقیه تصمیم گیرنده ان. حالایا کشتی زده و کابل تکنولوژی رو قطع کرده یا یکی اشتباهی! قیچی ش کرده. یا این که نمی خوان ما باهاش کار کنیم. حالا علت هر چی که هست باشه. اومدم کافی نت بگم ممنون از دوستانی که برام پیام گذاشتن. ایشالله بلا از همه دور باشه!

اگر باز هم راهی به سمت بلوغ پیدا کنم / آن را خواهم رفت
و اگر نیرویی/ نیروهایی که جسورم می کردند
به حرف بیایند
دوباره به تو مایل خواهم بود.
هم چنان که خانه به دوشی ام را می نویسم
و گیجی یِ بی پایان زنان و مردانی
که خیابان را بی راه می کنند
می توانم دوباره از تو بنویسم
تا فراموش شود ملال روزهای تورم
و سکوت نابهنگام حرف های نیرو زا
و ماندن در خانه
برای پاشیدن گرد تمیزی بر اسباب و اثاثیه / فقط برای چند دقیقه.
بی آن که به حرف بیاورم ات
تو را از شهری
که با خاطره های خوش ات آن را ساخته ام / گذر می دهم
تو را از شهرهای بزرگ / از جاده ها / از برفی که باید می باریده و هنوز... گذر می دهم
و در مهتابی / که خسوف را پشت سر گذاشته این شب ها / می ایستیم
تا افسون زده
بی که وقارمان را ببازیم
به هم دچار شویم.
به آوازهای دسته جمعی گوش می دهیم
به صدای کریسمس
به انهدام حیا پایی زنان شرقی
و لب خند برگ ها را مرور می کنیم
که حین افتادن
مرا و تو را به نام می خوانند.
می رویم/ به سمت هر چه بخواهی
و لمس می کنیم گل های داودی را
بی آن که به حرف بیایی...
حالا
می توانم دوباره از تو بنویسم
تا فراموش کنم / برای چند دقیقه / خسوفی که ماه را در خود کشید
که برای چند دقیقه
به هم دچار شدیم....
چه خوب است که صبح ات را با جمله یی شروع کنی که ادامه ی روز را قشنگ و هدف دار می کند:
لزومی ندارد من همانی باشم که تو فکر می کنی، من همانی ام که حتی فکرش را هم نمی توانی بکنی ...

با تشکر ار مهدی حسینی
بالاخره ما هم بعد از رایزنی های لازم ، یک روز عصر رفتیم و یک گیرنده ی دیجیتال خریدیم که هم تنوع شبکه هامان بالا برود، هم کیفیت تصویری مان و هم از شر وسوسه ی خرید ماهواره- لعن الله – راحت شویم.
حالا بعد از گذشت روزها و شب ها که از راه اندازی شبکه های " آی فیلم " و "نمایش "می گذرد متاسفانه هنوز یک فیلم یا سریال تازه مشاهده نکرده ایم. البته شاید نشان داده شده اما ما خواب بوده ایم!
بماند که گاهی فیلم های خوبی مانند دیگران، سایه ی خیال یا انجمن شاعران مرده ( با کلی سانسور) پخش شده که این، حسن نیت برنامه ریزها را نشان می دهد. ولی چند سوال باقی می ماند: مگر شبکه های عادی تلویزیون همین برنامه ها را پخش نمی کرد؟ لزوم ایجاد شبکه های جدید چیست؟ بالا رفتن تعداد شبکه ها امتیازی برای صدا و سیما محسوب می شود پس تکلیف بیننده چیست؟ چرا باید شاهد نمایش هزار باره ی سریال "شب دهم " باشیم آن هم از شبکه ی " آی فیلم " ؟
اکثرشبکه ها این سریال را به نوبه ی خود و در سال های متمادی نشان داده اند، آیا صرفا به دلیل ماه محرم این سریال باید پخش شود؟ یا شبکه ی بازار که طی این چند روز که افتتاح شده فقط چند جنس به خصوص را تبلیغ می کند و انگار قرار نیست کمی تکان بخورد و به خودش بیاید.دوباره همان بحث کیفیت و کمیت مطرح می شود. مثل کسانی که این روزها گوشه گوشه ی خانه شان را با اجناس بی کیفیت چینی پر کرده اند غافل از این که همین وسایل به بادی بند هستند. بماند که شبکه های دیجیتالی ما هم در مواقع بارندگی و بادهای ملایم قطع می شوند.
ما البته آدم های خیلی بدبینی نیستیم ولی خوش بینی مان هم مستلزم نوآوری و خلاقیت اطرافیان مان است. با این حال امیدواریم آینده ی خوبی در انتظار رسانه ها خصوصا رسانه ی ملی مان باشد. ما که بیکارنیستیم ولی گاهی که فارغ می شویم خوش حال می شویم تلویزیون خوب مان را تماشا کنیم. این را داشته باشید تا بعد.....
|
|