اين مطلب را پيش از موعد مقرر مي نويسم تا كمي فكر كنيم و كمي كاري كنيم و كمي..... كمي تا روز جهاني زبان مادري باقي ست.
بهترين راه تعلق داشتن به يک ملت، نوشتن به زبان آن ملت است.( هاينريش بل)
زبان تنها چيزي است که تا پايان عمر در روح انسان نشست کرده و باقي مي ماند در حالي که به انسان آزادي مي بخشد، ذهن را باز و جهاني نو در برابر او پديد مي آورد. و بار اين همه به دوش کلمه است که ابزار زبان است و کلمه خون زبان است که راز تبار انسان را آشکار مي کند. به اعتبار چنين نعمتي که زبان، به انسان مي بخشد، مستوجب احترام است. سرنوشت زبان به تعهد و احترام کاربران آن بستگي تام دارد، و گرنه از بين مي رود عين ده ها زبان، که فراموش شده اند.
براي اولينبار مراسم روز جهاني زبان مادري در فوريه سال 2000 در پاريس برگزار شد كه در آن مقامات عاليرتبه كشور فرانسه، نمايندگان كشورهاي مختلف جهان و زبانشناسان برجستهاي چون نوام چامسكي و ... شركت داشتند. در اين مراسم كويچيرو ماتسورا مدير كل سازمان يونسكو در مورد علل نامگذاري روز جهاني زبان مادري به سخنراني پرداخت وي گفت: در سطح جهان بيش از 6000 گونه زباني مختلف وجود دارد كه اين تنوع بيانگر توانائي انسان براي ايجاد ابزار ارتباطي ميباشد. زبان ها آينه تمام نماي ابعاد وجودي انسان و جوامع انساني ميباشند.
وي در ادامه تشكر ويژه خود را از رئيس جمهور كشور ايسلند خانم Vigdis Finnbogadotti به عنوان اولين سفير حسن نيت يونسكو در امر پاسداشت، و اعتلاي روز زبان مادري ابراز داشت. در ادامه پيام كوفي عنان دبير كل سازمان ملل در مورد لزوم ارجگذاري به روز جهاني مادري قرائت شد. در مارس سال 2001 مراسم روز جهاني مادري در محل مركز مطالعات بين المللي زبان مادري در داكا پايتخت بنگلادش برگزار شد. در مدارس و دانشگاههاي كشور مكزيك شعرها، ترانههاي محلي خوانده ميشود. نمايشنامههايي نيز به زبان مادري اجرا ميشود. در فيليپين مراسمي تحت عنوان «در كهكشان زبان ها، هر كلمه ستارهاي است درخشان» برپا ميشود. در كوزوو امكاناتي توسط دولت فراهم ميشود كه دانشآموزان بتوانند با دانشآموزان ساير كشورها تماس برقرار نمايند. در بنگلادش مراسم حاضر اين روز با حضور يكي از مسئولين بلند پايه سازمان ملل يا يونسكو در محل مركز مطالعات بينالمللي زبان مادري برگزار ميشود.
با نگاهي به سيستم آموزشي كشورها اين نكته را ميتوان دريافت كه در اكثر اين سيستمها يك زبان بعنوان زبان رسمي مورد استفاده قرار ميگيرد.در برخي از اين سيستمها، امكاناتي توسط دولت فراهم ميشود كه تا در كنار ترويج زبان رسمي كشور، زبان هاي محلي و قومي نيز بتوانند بسط و گسترش يابند، اما در دولت هايي كه در سيستم آموزشي و فرهنگي آنها تفكرات نژادپرستي حكمفرماست، فقط يك زبان به عنوان زبان رسمي مطرح شده و مجال بسط و گسترش به ساير زبان هاي محلي داده نميشود و تمامي امكانات براي زبان رسمي آن كشور هزينه ميشود.
چه چيزي بايد گرامي داشته شود:
روز جهاني زبان مادري براي نشان دادن تنوع زباني در كنار سيستم آموزشي چندزبانه، و گسترش آگاهي عمومي از زبانها و فرهنگهاي سنتي است كه بر پايه درك تساهل و گفتگو بنا شده است. معلمان در اين روز در رابطه با فرق بين زبان مادري و زباني كه دانشآموزان با آن آموزش ميبينند توضيحاتي به دانشآموزان ارائه ميدهند و از دانشآموزان ميخواهند كه با زبان مادري خود و خانواده خويش را معرفي كرده و به زبان مادري داستان، شعر، ترانههاي محلي خويش و مطالب مورد علاقه را به ساير دانشآموزان ياد دهند.
دانشجويان در اين روز بايد اين نكته را مدنظر قرار دهند كه فرهنگهاي مختلف مبين زبانهاي مختلف ميباشند و بايد نگرش تازهاي در مورد همكلاسي و هماتاقيهايشان كه به زبان مادري خويش صحبت ميكنند، داشته باشند. فعاليت هاي فرهنگي اين روز براي دانشجويان اجراي نمايشنامهها بزبان مادري، اجراي ترانهها و موسيقيهاي محلي ميباشد فرصت مغتنمي خواهد بود تا به بهانه روز جهاني زبان مادري، دانشجويان با ساير دانشجويان غير هم زبان، آشنا شوند.
آن ها ميتوانند با طرح سئوالاتي مصاحبههايي با دانشجويان در مورد زبان مادري آنها ترتيب داده و نتايج اين مصاحبهها و بررسيهاي خويش را در اينترنت منتشر نمايند. وظيفه مهم رسانهها براي گراميداشت اين روز انعكاس اخباري است كه همه ساله در روز جهاني زبان مادري از طرف يونسكو منتشر ميگردد. رسانههاي محلي با نوشتن مقاله به زبان محلي آن منطقه به مسائل فرهنگي آن منطقه بپردازند. در اين راه نقش رسانههايي چون راديو و تلويزيون حائز اهميت ميباشد.
هيچ زباني نمي تواند روح مردم بختياري يا بلوچ، آذري، گيلک يا فارس را به تصوير بکشد، مگر زبان خود آن مردم، يعني زبان مادري شان. اما همين زبان ها، به دليل همزيستي پايه هاي مشترک در زبان معيار يا رسمي، يعني فارسي، قادر اند خود را بازسازي کنند، با همه مردم ايران ارتباط برقرار کنند و هويتي نو و ملي پيدا کرده،براي هميشه باقي بمانند. بنابراين، سرنوشت يک زبان، علاوه بر احترام به آن، به مصرف کنندگان آن بستگي تام و جدي دارد. هيچ زباني نمي تواند در تاريخ ادامه يابد مگر آنکه نگذارد بنيادهايش دچار تفرقه و فروپاشي شود.
فروپاشي زبان مادري در هر انساني، سرآغاز فروپاشي ديگر زبان هاي زنده سرزمين خود است. اگر دريابيم که بين زبان هاي يک ملت، اختلاف ها، گاه فقط در «تلفظ» است آن گاه به اهميت زبان مادري و پاسداري از آن پي خواهيم برد. زبان مادري نيز لزوماً زباني نيست که فقط از طريق تکلم يا آموزه هاي پدر و مادر، مي آموزيم، بلکه زباني است که در مام وطن، از ديرباز زنده و پويا بوده و به ما هويت بخشيده است. زبان مادري ايرانيان پارسي است که از خاندان زبان هاي هند/ اروپايي است. اگرچه طي قرن ها همنشيني با زبان هايي چون عربي، تغيير کرده و چه بسا به دايره لغات اش افزوده و در نهايت به دليل توان اش، توانسته ويژگي هاي زبان وارد شده را به نفع خود مصادره کند. همان رفتاري را که زبان فارسي، در همنشيني با زبان عربي کرده است، آن را به تسخير خود درآورده ، از آن خود کرده، معناهاي جديدي را به کلمات عربي بخشيده که فقط در زبان فارسي معنا دارد و نه در زبان عربي.
زبان فارسي اساساً جزء زبان هاي پيشاوندي، پساوندي است، چيزي شبيه زبان آلماني اما زبان عربي، زبان اعراب است. طي قرن ها زبان فارسي در همجواري و همزيستي با زبان عربي، فرانسه، انگليسي و... هرگز ساختار خود را از دست نداده است. امروز زبان فارسي پس از قرن ها و قرن ها، از دوره تاثيرپذيري، به دوره اثربخشي پا گذاشته است، زباني است پويا که در عرصه هاي عمومي، يعني لهجه هاي متنوع ، در بين توده ها، به حيات متنوع و بازسازي خود ادامه مي دهد.
اگرچه دستور زبان فارسي، خيلي ديرتر از زبان هاي جاري در اين سرزمين تدوين شده است. اگرچه روزگاري «دانشمندان ايران که خود از بنيانگذاران دستور زبان تازي بودند، در زمينه زبان خود کوشش و انديشه کمتري به کار بسته اند. به طوري که بحث جنبي درباره مطالب دستور زبان فارسي، از سده ششم پيش تر نيست و کهن ترين ماخذي که به برخي صرف و اشتقاق فارسي اشارت رفته، کتاب « المعجم في معايرالاشعار العجم » شمس قيس است که به سال 630 هـ.ق تاليف يافته است و نگارش کتاب مستقل دستوري، براي زبان فارسي، از سده سيزدهم فراتر نمي رود.»
البته همزمان با شمس قيس که حدود 4 سال بعد از نظريه خواجه نصير نظرياتش منتشر مي شود، آثار خواجه نصير طوسي درباره دستور زبان فارسي، شعر و مباني شعر و شاعري و زبان است که بسيار مترقي تر از نظريه شمس قيس است. در اين باره مي توان به معيارالاشعار و اساس الاقتباس آن بزرگ رجوع کرد. هر چند امروز بيش از صدها عنوان کتاب، صدها و شايد هزاران مقاله درباره دستور زبان فارسي و تعدادي دستور و فرهنگ لغات زبان هاي زنده ايراني، همچون گيلکي، کردي، طبري و ترکي نيز تدوين شده است. با اين نگاه، ايران امروز، همچنان تو گويي همان کهن الگوي باستاني اش را در خود مکرر کرده است، اگرچه خاموش. ايران امروز الگوي کوچک و لوح فشرده يي از همزيستي زباني فارسي و ديگر اقوام و فرهنگ هاي ايراني در يک نقشه و جغرافيايي دور به نام امپراتوري ايران با پادشاهي کوروش کبير است. همين الگوي تاريخي است که باعث تداوم، يکپارچگي دل و ذهن مردم اين آب و خاک مي شود.
همه آحاد اين سرزمين عزيز، ايران را دوست مي دارند، حتي پيش از هر باور ديگري، نخست ايران و تماميت ارزي آن برايشان مهم است. خاصه زبان مادري شان در خانه، کوچه، خيابان، ولايت، شهر و اين همه را در اين مرز و بوم و در همزيستي با زبان فارسي متجلي و پاسداري مي کنند. اگرچه در تقسيم بندي هاي زبان شناسي جهان، يا اسمي از زبان فارسي نيست، يا گر هست فقط اشاره يي و بسيار اندک، همچون رسانه هاي همسايه و دورتر که وقتي در اخبار هواشناسي به آسيا مي رسند، از روي نقشه ايران عبور مي کنند، در حالي که مثلاً آب و هواي افغانستان و دوبي را اعلام مي کنند. تا چه رسد به توجه به زبان و فرهنگ فارسي.
طبيعي است که اين عمل، خاستگاهي سياسي دارد. از ديگر سو رسانه هاي ديداري و شنيداري فارسي زبان، مثلاً بيش از 10 کانال ماهواره يي فارسي زبان وجود دارد که متاسفانه فحش نامه است تا برنامه ، يا زلم زيمبو و مثلاً باکلاس ترين شان، پر از غلط هاي دستوري، نحوي، انشايي، املايي و... اين بي توجهي در راديو و تلويزيون داخلي نيز به طور چشمگيري آشکار است. از ديگر سو ، زبان انگليسي به عنوان زبان بين المللي همچون بختکي با سايه سنگين روي زبان مادري مان افتاده است.
«روز جهانی زبان مادری» هم می تواند یک روز مهمی در تقویم ما باشد. این روز از آن حیث طی این سالها مورد استقبال و توجه مردم ما قرار گرفته، چرا که ایران کشوری است متشکل از اقوام و زبان های مختلف. منتها نه تنها هیچ یک از زبان های غیرفارسی از امکانات آموزشی در این کشور برخوردار نبوده، بلکه اقدام برای دستیابی به چنین هدفی نیز با شدید ترین اتهامات و تهدید ها روبرو گردیده است.
به همین خاطر آذربایجانی ها همراه با بسیاری دیگر از اقشار و اقوام ایرانی، امسال این روز را در حالی گرامی داشتند که اکثر شهرهای مهم آذربایجان شرقی و غربی و استانهای جنوبی کشور با حضور گسترده ی نیروهای انتظامی و گاردهای ویژه تبدیل به دژهای نظامی شده بود.
در دانشگاه تهران حدود صد تن از دانشجویان کرد و ترک تجمع کرده و خواهان تحصیل به زبان مادری در مدارس و دانشگاه شدند. در زنجان، در حالیکه دانشجویان زنجانی دهان بند به دهان داشتند، پلاکارت هایی را با خود حمل می کردند که در آن نوشته شده بود:« تورک دیلینده مدرسه ـ اولمالی دیر هر کسه » ( مدرسه ـ یا درس خواندن ـ به زبان ترکی ـ باید برای همه ممکن باشد) یعنی دقیقا همان اصل ۲۶ اعلامیه جهانی حقوق بشر و درسایر شهرها هم صدها نفر از مردم به این ترتیب روز جهانی مادری را گرامی داشتند.
اما هدف از طرح این مطلب این است که گویا این فقط جمهوری اسلامی نیست که هراس از برگزاری این ایام دارد. بسیاری از مخالفان جمهوری اسلامی نیز در این هراس شریکند. هنوز این برداشت کلیشه ای که «احیای زبان مادری» یعنی «تجزیه طلبی» در روح و فکر بسیاری لانه کرده و حاضر به پذیرش این اصل که «تحصیل به زبان مادری» یکی از حقوق حقه همه مردم جهان است، نیستند. به خاطر همین اگر جرئت مخالفت با آن را نداشته باشند بی تفاوت از کنارش می گذرند. شاید از این زاویه قابل درک باشد که چرا انعکاس چنین اخبار مهمی هر از گاهی با بی مهری شدیدی از طرف «رسانه های فارسی زبان» روبرو می گردد!
و اما به عنوان يك بختياري:
زبان یا گویش مردمان ایل بختیاری در جنوب غربی ایران است. بختیاری از گویشهای غربی ایران است و متناسب با شرایط زیستی، اقتصادی، طبیعی و فرهنگ بومی این قوم سامان و غنا یافته است. راولینسون در سفرنامه خود مینویسد: «تاکنون این گویشهای رایج در منطقه زاگرس را بازمانده زبان پهلوی میدانستند ولی به نظر میرسد زبان لری از پهلوی باستان مشتق شده است که همزمان با زبان پهلوی به صورت جداگانه با آن تکلم میشده است». محسن فارسانی در مقدمه دیوان ملا زلفعلی بختیاری مینویسد: «خاک این منطقه به لحاظ کوهستانی بودن از هجوم اقوام بیگانه مصون مانده و گویش آنان کمتر با زبان ترکی و عربی مخلوط شده است».
وی این گویش ظریف را از مشتقات نزدیک زبان پهلوی میداند.این سخن درکل درست است . گویش لری بختیاری از جمله گویشهای جنوب غربی ایران - شاخه لری - به شمار میرود، گویشهای لری تفاوتهایی باهمدیگر دارند - این تفاوتها بیشتر با لرهای لرستان فيلي مصداق می یابد اما با لرستان جنوبي به ویژه در استان کهگیلویه و بویر احمد و ممسنی اختلاف چندان چشمیگر نیست. مجموعا گفته میشود زبانهای لری نزدیکترین همسایه و همدسته زبانهای فارسی و کردی هستند.
انواع گویشهای لری بختیاری:
گویش لری بختیاری مانند اکثر گویشهای دیگر کشورمان لهجههای متعدد دارد که به طور کلی از نظر جغرافیایی میتوان آن را به چهار نوع گویش تقسیم نمود :
اول: منطقۀ شرقی که قسمتی از دنباله ي رودخانه ي کارون را شامل میشود و همسایه ي کوه كهگلويه و بویر احمد است و طبعاً از گویش بویر احمدی تأثیر پذیری داشته است. مثلاً تمام بختیاریها به «شما» میگویند «ایسا» (isA) اما در آن منطقه بر اساس گویش بویر احمد میگویند «ایشا» (ishA)
دوم: منطقه ي جنوبی که بیشتر طایفه ي مکوندی را در بر میگیرد و از رود زرد تا رامهرمز و هفتکل است و تحت تأثیر گویش طایفه ي بهمئی قرار گرفته است .
سوم: منطقه چهار لنگ که از فریدن تا دورود را شامل میشود. اگرچه در این منطقه تأثیر پذیری صورت نگرفته است اما در بعضی واژهها فطرتاً و از روزگار دراز این تفاوت وجود داشته است. مثلاً به عمو میگویند تتا در حالی که در مناطق دیگر به عمو میگویند تاته.
چهارم: بختیاری میانی که شامل کليه ي هفت لنگ (که از الیگودرز شروع و تا مناطق جنوبی ادامه دارد) و قسمتی از چهار لنگ کیان ارثی است. گویش حالت اصلی خودش را داشته و روان و یکدست است و اختلاط با واژههای بیگانه کم تر در آن صورت گرفته است.
و اين حكايت هم چنان باقي ست..............
منبع : گردآوري هايي از مقالات منتشر شده ي اينترنتي

